خرید بک لینک
سلاااااااااااااااااااااام

امروز خیلی ذوق و شوق دارم چون با بابایی و مامانی داریم میریم مشهد

جای همه تون خالی

براتون دعا میکنیم

دیشب همونطوری که حدس میزدم واسه مامان جون تولد گرفتیم بابا و دایی جون و زن دایی و علی کوچولو و من و مامانی براش یه گوشی سامسونگ 7 خریده بودیم

کیک هم خوردیم و کلی هم عکس گرفتیم جای همه خالی بود

دیروز عصر هم خان عمو و زن عمو و آجی تسی رفتن سمت شمال.

این اولین باریه که میخوام برم پابوسی آقا امام رضا(ع)

بیصبرانه منتظر زیارتشونم

فعلا با علی

برچسب: سفر مشهد ازدواج دانشجویی,سفر مشهد,سفر مشهد دانشجویی,سفر مشهد بازنشستگان,سفر مشهد زوجهای دانشجو,سفر مشهد نهاد,سفر مشهد ازدواج دانشجویی 92,سفر مشهد با قطار,سفر مشهد هوایی,آتی سفر مشهد, نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:41

سلام این روزا چون درگیر کارهای شخصی هستم (مثل خوردن و خوابیدن و فهمیدن محیط پیرامون و ...) خیلی فرصت نمیکنم مطلب بزارم امروز چون روز اول ماه مبارک رمضانه ضمن اینکه این ماه رو تبریک میگم به همه ی مهمونای خدا ، فرصتی شد تا بتونم یه اتفاق مهم دیگه رو که تو زندگیم بوده براتون بنویسم. حدود ده روز پیش در حالیکه من به شدت درد داشتم و هی گریه میکردم و بابا و مامان فکر میکردن میخوام اذیتشون کنن و هی به لطایف الحیل میخواستن آرومم کنن یهو متوجه شدن که ای دل غافل دندون پایین درآوردم و کلی ذوق کردن و شادی و از اینجور حرفا. مامانی (مامان معظمه) هم خونه مون بود که این واقع

برچسب: اولین دندون دخترم,اولین دندون,اولین دندون نوزاد,اولین دندون کودک,شعر اولین دندون,جشن اولین دندون,اولین دندون بچه,اولین دندون پسرم,تبریک اولین دندون,اولین دندون نی نی, نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:40

سلام ماه مبارک و قشنگ رمضان رسیده و من هم مثل بابا و مامان سعی میکنم روزه بگیرم اسم روزه ی من به گفته ی مامان جون میشه کله ی کله ی ...(10 بار) کله گمجشکی. شب ها و عصرها هم خدا توفیق داده تا جلسات آقا رو شرکت کنیم خیلی باحاله. کوچولوهای زیادی میان و منم داد و بیداد میکنم تا به آقا بگم آقا منم تو جلسه هستما. کوچولوهای دیگه مثل ماست نه جیغی میزنن و نه بدو بدویی و نه شیطونی ی ولی من سعی میکنم جای همه شون این مسولیت خطیر رو به دوش بکشم. کلا خیلی شبها و روزهای قشنگیه. به بابام میخوام بگم بزرگتر شدم واسه م یه دونه ماه رمضون بخره تو خونه کنار اسباب بازیهام داشته باشم. ای

برچسب: متن قشنگ ماه رمضان,جملات قشنگ ماه رمضان,اس قشنگ ماه رمضان,شعر قشنگ ماه رمضان,پیامک قشنگ ماه رمضان,جمله های قشنگ ماه رمضان,متن های قشنگ ماه رمضان,عکس قشنگ ماه رمضان,جمله قشنگ ماه رمضان,حرفهای قشنگ ماه رمضان, نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:40

بسم الله الرحمن الرحیم انّا انزلناه فی لیلة القدر و ماادريک ما لیلة القدرلیلة القدر خیر من الف شهر... از اینکه مامانم رو تو این شب ناراحت کردم و نزاشتم خوب عبادت کنه ناراحتم و ازش معذرت میخوام. خدایا به حق خوبانت واسطه شو تا مامانم منو ببخشه. برای من و همه ی نی نی های عالم دعای اول بخیری و عاقبت بخیری کنید لطفا فعلا با علی

برچسب: شب قدر,شب قدر کی فضیلت,شب قدر 95,شب قدر کدام شب است,شب قدر امسال,شب قدر ١٣٩٥,شب قدر در اهل سنت,شب قدر شعر,شب قدر پیامک,شب قدر عکس, نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:39

سلام

دیشب افطار خونه ی خاله سحر بودیم . جاتون واقعا خالی بود آش و حلیم و بامیه و حلوا و کباب کوبیده و ... بقیه ش رو نمیگم چون ممکنه دلتون بخواد( چیز دیگه ای هم مگه موند که نگفته باشم؟)

دایی و زندایی و علی کوچولو و عمو فرشید و خاله مریم و محمدحسین خیلی کوچولو هم بودن.

دیشب والیبال ایران هم تونست صربستان رو ببره کلی خوشحال شدیم.

تا افطاری بعد خونه ی عمو فرشید ان شاءالله ...

دایی که افطار بده نیست

فعلا با علی

برچسب: نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:39

سلام بعد از چند روز ننوشتن امروز که چهارمین روز ماه ذیقعده 1437 ه.ق هست دارم براتون مطلب میزارم. چند روز پیش تولد حضرت بی بی فاطمه ی معصومه بوده که تبریک میگم و البته روز دختر هم بود که به من ربطی نداره. الان هم تو دهه ی کرامتیم که از خدا براتون یه عیدی تپل و حسابی میخوام به حق امام رضا و خواهر گرامیشون. چند روز پیش که مامانی اومده بود طهران و نزدیک به ده روز پیش من بود و اون ایام دیگه پیش خاله اعظم(پرستارم) نمیرفتم با مامانی و باباجون و مامان جون و عمو باقر و خاله سحر و حووا و صدرا رفتیم سمت قم. هرچند کوتاه و یک روزه بود ولی خوب بود. منم حسابی تو حرم جیغ و فریاد

برچسب: نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:39

صفحه بندی